Total Pageviews

Friday, January 28, 2011

غزل 1

كسي خلوتم را بهم ميزند

براي من از درد دم ميزند

كسي در دل دشت تنهاييم

شب و روز - تنها - قدم ميزند

كمي مي دود ـ بعد مي ايستد

كمي چرخ دور و برم ميزند

و وقتي كه آشفت آرامشم

سرم داد :- هي !با تو‍ ام! - ميزند

و وقتي جوابي ندادش دلم

سرش را به ديوار غم ميزند
***
-چه شد؟

-رفت.

-هي ! برگرد! با شمام!

-چه شد؟

-غربتم را رقم ميزند...
***
-كسي نيست جز تو..

-نه ..گوش كن..

يكي بر مزارم قدم ميزند...